السيد محمد محسن الطهراني

28

طهارت انسان (فارسى)

در يك زمان و يك شرائط با هم اجتماع مىنمودند ، نيز اختلاف آراء و فتاوى شامل آنان مىگرديد . چطور كه اين معنى بالنّسبه به فقهاء يك عصر أظهر من الشّمس است . بخصوص در مسأله قضاء و امور حكومتى و مسائل اجتماعى اين مطلب اختلاف آراء ، از وضوح بيشترى برخوردار مىباشد و جاى تعجّب نيست گرچه همه مُثاب و مأجور باشند . اما اگر مسأله تعلّق احكام و استنباط به عليّت فاعلىِ زمان و مكان و نه صورى و اعدادى آن برگردد ، گريزى از اذعان به مسأله نسخ شريعت و تبدّل شريعت حقّه به آراء مبتدعه و اعتقاد به جايگزينى دين جديد بر احكام ابديّه و نفى خاتميّت نيست . زيرا در صورت اعتقاد به اين مطلب ديگر هيچ اصل ثابت و لايتغيّرى از شريعت باقىنخواهد ماند الّا اينكه در فرصتى مشمول قاعدهء نسخ و نسيان و مرور زمان قرار خواهد گرفت و لايَبقَى حينئذٍ حَجَرٌ علَى حَجرٍ و لا مِن الإسلامِ اسمٌ و لا رسمٌ و على الإسلامِ السَّلامُ . معتقدين به اين نظريّه بايد توجّه كنند ، كه چه تغيير و تبدّلى در ساختار وجودى بشر از نقطه نظر ظاهرى و روحى بوجود آمده است تا آنان را ملزم به طرح و إبداع پديدهء تحوّل و تكامل نموده است . آيا وزن آدمى در اين زمان بيش از زمان نزول وحى است ، و يا در ساختمان بدن انسان تحوّلى بوجود آمده است ، و يا از نقطه نظر صفات و غرائز و خصوصيّات روحى مسأله با آن زمان فرق كرده است ، و يا قدرت تفكّر بشر و ادراك مصالح و مفاسد نفس الأمرى او